جمال رضايى

37

بيرجندنامه ( فارسى )

سند و مأخذى گرفته و يا از چه متنى استخراج شده است ، لذا اين نظر يا پيشنهاد را به آسانى نمىتوان پذيرفت . 2 - 2 - بيرجند يعنى شهر بلند : برخى نظر داده‌اند كه جزء پيشين اين واژه - به‌ويژه تلفظ كهن آن يعنى « بر » - به معناى « بلند » و « بلندى » و « بالا » است و « بيرجند » / « بركند » را « شهر ساخته شده بر بلندى » معنى كرده‌اند « 1 » . درست است كه يكى در معانى « بر » در فارسى رسمى « بلند / بالا » مىباشد و « شكل طبيعى شهر بيرجند هم‌چنين است » ولى واژهء « بر » به اين معنى - نه به صورت بسيط و نه در مشتقات و تركيبات - در هيچ واژهء فارسى يا گويشى به « بير » تبديل نشده و بعيد است كه اين دگرگونى واجى تنها در همين يك واژه روى داده باشد . 3 - 2 - بيرجند يعنى شهر چاه : معناى ديگر كه براى جزء نخست نام « بيرجند » عنوان و پيشنهاد گرديده « چاه » ( چاه آب / چاه قنات ) است بدينسان كه برخى « بير » را تلفظى ديگر از واژهء « بئر » عربى و « مفرّس » ( فارسى گردانيده ) آن دانسته و آن را « چاه آب » معنى كرده و مىكنند و مناسبت اين معنى را آن دانسته و مىدانند كه آب اين شهر از « قنات » بوده است « 2 » . اين فرض نيز بسيار بعيد است و هيچ مدرك تاريخى و دليل زبان‌شناسى براى قبول آن وجود ندارد زيرا اگر فرض شود كه اين نام - چنان‌كه نوشته و گفته‌اند - پس از ساكن شدن اعراب در ناحيهء قهستان به شهر داده شده باشد اين پرسش پيش خواهد آمد كه پس نام قبلى آن‌چه بوده است ؟ مگر اينكه بپذيريم كه اعراب پس از سكونت در اين ناحيه - يعنى در عهد عبّاسيان - قنات اين « قصبه » را حفر نموده ، شهر را بنا نهاده ، « بيرجند » نام گذارده و « دار الملك » قهستان شمرده باشند كه البتّه چنين فرضى بسيار بعيد و حتّى محال است و به‌علاوه هيچ سند تاريخى براى اثبات اين امر وجود ندارد . افزون بر اين ، مىدانيم كه تلفظ « بير » نسبت به « بر » جديد و متأخر است و تلفظ كهن آن « بر » بوده است نه « بير » و « بر » نمىتواند دگرگون شده ( مفرّس ) واژه « بئر » تازى باشد هرچند برخى از فرهنگ‌نامه‌هاى فارسى « بئر » را به صورت « بير » ضبط كرده‌اند . با اينهمه اگر در زبان‌هاى ميانه و باستانى ايرانى براى « بر bar » يا تلفظ گويشى آن « بر ber / بار ber » و يا « بير bir » به‌معنى « چاه آب / چاه قنات » ريشه و سابقه‌اى يافته شود پذيرفتن اين پيشنهاد - با توجه به نامهايى مانند چهكند ، چهكندك ، چهكندوك ، چهكنان در آن ناحيه -

--> ( 1 ) . نك : مقدمهء مقاله « تأمّلى در نام بيرجند » از « رجبعلى لبّاف خانيكى » ، كتاب پاژ ، شماره 15 ، « ويژهء بيرجند » . ص 9 . ( 2 ) . نك : مقدّمهء همان مقاله ، همان كتاب ، همان صفحه .